عَيدَ حلوا
بدون اغراق از بهمن ماه در حال و هواي روز عيد بوديم همه كس و همه چيز بوي تازگي و نشاط و خوشي و ديل خشي داشت استقبال از بهارتقريبا از نيمه دوم بهمن آغاز مي گرديد، تا جاييكه يادم هست آماده كردن آرد حلواي شب عيد كه از خورده برنج خبيس تهيه مي شد اولين كار جهت استقبال از بهار بود، لحظه ارسال خبيس (خرده برنج ) جهت آرد كردن با دعا و نيايش شروع مي شد اشته خردنون عروسيه ارده بيارم (آرد عروسي بچه هايت را آسياب كنيم )
آماده كردن آرد برنج جهت تهيه حلوا معمولا توسط مادر خانه انجام مي گرفت و اگر مادري در اين زمينه تازه كار بود يا جهت احترام و به بهانه در كنار هم بودن توسط يك زني كه در اين مورد مهارت داشت آماده مي شد كه تالشان به اين كار( آرد سركرده ) يا سرخ كردن آرد مي گفتند اين كار معمولا عصرها صورت مي گرفت چون بيشترين مراسم حلوا سازي در شب بود و تقريبا چند ساعتي جهت آماده سازي آرد (آرد سر كرده ) زمان نياز بود همسايه ها و بستگان نزديك يك روز قبل از حلوا سازي با خبر مي شدند همه دعوت شدگان معمولا قبل از شروع حلوا سازي در محل حاضر مي شدند هر حلوا ساز ( كسي كه در ساختن حلوا تبحر داشت ) حتما ابزار حلوا سازي كه يك شيشه استوانه اي جهت پهن كردن خمير حلوا بود بهمراه خودش داشت چون قطعا صاحبخانه به تعداد ميهمانان شيشه استوانه اي ( مثل ظرف شيشه مربا يا روغن زيتون) نداشت ، حلوا سازها دور يك سفره بزرگ با توجه به تعداد بر اساس سن و سالشان مي نشستند بزرگتر ها كنار يكديگر ، جوانان كنار يكديگر و همينطور پسر ها و دختر ها ( لازم به يادآوريست كه شبهاي حلواسازي شبهاي پر خاطره اي براي دختران و پسران مجرد و حتي خانواده هايشان بود به جهت اينكه بودند افرادي كه در اين شب ها همسر يا عروس و داماد آينده شان را انتخاب مي كردندآردي كه از قبل سر (سرخ ) شده بود با روغن داغ شده به خمير حلوا تبديل مي شد اين كار توسط زني ماهر كه داراي قدرت كافي جهت اماده كردن خمير حلوا بود صورت مي گرفت كه معمولا در محل شناخته شده بود سپس خمير اماده شده به جلوي تك تك افرادي كه دور سفره نشسته بودند توسط خانمي كه مسئول خميرگيري بود انداخته مي شد البته شروع اين كار با ارزوي سلامتي و سعادت و خوشبختي و خوشوقتي براي همه و صاحبخانه انجام مي گرفت و خمير اول پيش فردي كه داراي احترام و حرمت بيشتري بين ميهمانان برخوردار بود انداخته مي شد، آن فرد يك زن يا مرد ميانسال يا جوان صادق و راستگو يا هر بچه خوب و با ادب ( توجه به پاك بودن و سالم بودن فرد در هر طبقه سني )مي توانست باشدهمه ميهمانان موظف بودند طول مدت حلوا سازي فقط از خوبيها ، شادي ها ، اميد ها و آينده اي سبز حرف بزنند و اگر فردي از روي نا آگاهي بحث را به چيزي غير از اينها ميكشاند به او تذكر داده مي شد، از درگذشتگان به نيكي ياد مي شد براي جوانان دم بخت مجلس ، ارزوي پيدا كردن همسر دلخواه براي زوجهاي جوان خوشبختي و براي سالمندان طول عمر و براي صاحبخانه بركت و خوشي و خوشبختي ارزو مي كردند تمام طول مراسم به شكلي معنوي و نشاط انگيز كنترل و ادامه پيدا مي كرد تقريبا سه چهارم ميهمانان كار پهن كردن خمير و يكي دو نفر كار ريختن موادي كه به شكل پودر از كمي ارد ، شكر ، گردو سابيده شده ، هل ، زنجبيل ، زيره و غيره تشكيل شده بود و تازدن و چيدن حلوا به شكلي مرتب درمجمه (يا ظرف مسي گرد و بزرگي شبيه سيني هاي بزرگ امروز بود) بر عهده داشتند
ميهمانان در طول مدت مراسم حلوا سازي با چايي ، كاكا، برنج سرخ شده يا ساير تنقلات پذيرايي مي شدند در پايان مراسم نيز كه با دعا و نيايش وارزوي سالي پر خير و بركت و پر بار به پايان مي رسيد
بعد از مراسم براي هر كدام از ميهمانان چند خچ حلوا (تكه حلوا) جداگانه دركاغذ يا ظرفي گذاشته و با احترام و تشكر تقديم مي شد تا براي ساير افراد خانواده ببرند. از صبح فردا براي همسايه ها و يا بستگاني كه به هر دليل نتوانسته بودند در مراسم حلوا سازي شركت كنند چندخچ حلوا مي بردند بدون هيچ گله و شكايتي دليل عدم حضورشان را سوال مي كردند. مراسم حلوا سازي تقريبا هر شب در خانه يكي از اهالي برگزار مي شد و در روستاهاي پر جمعيت در چند خانوار . هر چه بود شور بود و شور و نشاط و شادماني و سرور امروزه اگر چه به ان شورو حال گذشته برگزار نمي شود ولي هنوز هستند تالشان اصيلي كه اين سنت قديمي و جالب را برگزار مي كنند .
از فرداي روز حلوا سازي (.ك پچين اچين.) نظافت خانه و شستشوي خانه و لوازم ان شروع مي شد ك ويشور (رنگ كردن خانه با رنگي كه موادش گاهي آهك و آب و گاهي مخلوطي از گل رس و سبوس برنج با آب حكايت از خود كفايي تالشان داشت كه متاسفانه امروزه بجز موارد انگشت شماري خيلي ها از رنگهاي شيميايي استفاده مي كنند
ك پچين اچين و ك ويشور به اين شكل بود، تمامي وسايل خانه ابتدا تخليه مي شد ،تمامي رختخوابها از داربستهاي چوبي كه از قبل اماده شده بود اويزان مي كردند كه باعث مي شد بوي نم رختخوابها از بين برود بقول تالشان( افتاو بر ) وسائل و لوازم شستني را مي شستند مثل حصير ها ، ملحفه ها ، ظروف و ... معمولا اين ها را كنار رودخانه اي بزرگ جمع شده و مي شستند و اين كارها را گاهي در چندين روز و در خانواده هاي پر جمعيت با تقسيم وظايف در يك روز انجام مي دادند سوزاندن زباله هاي توليد شده در طول چند ماه سرد سال و تميز كردن تلنبارها و انبارها و لانه هاي مرغ ها و مرتب كردن پرچين ها (حصاري چوبي محوطه شخصي هر خانوار ) قلم زدن و نهالكاري قسمت نهال كاري بدون استثناء از نيمه دوم اسفند و گاهي چند روز دير تر يا زود تر بود حتما با چند نهال كه غالبا نهال ميوه بود اين كار را مي كردند سالهاي خيلي دوركه هنوز اين مطلب كه گياهان و درختان و گلها نيز موسيقي و كلام و نوازش را درك مي كنند رسانه اي نشده بود
حسن وحداني كلنگستاني
تالش