گاهنامه نسيم تالش - دوره جديد سال اول   -    شماره 5  –     فروردين ماه  1387

 

در اين شماره مي خوانيم :

نقطه سر خط.

 

 

تالشيار

 

 

گفتگو با دكتر نظامي رئيس هيئت مديره انجمن تالشان مقيم تهران 

 

 

عَيدَ حلوا

 

 

ياد ايام

 

 

تاريخچه جمهوري خودمختارتالش مغان- قسمت آخر

 

 

 سخنراني پروفسور امير احمدي در خانه تالش

 

 

 

نشريه داخلي انجمن تالشان مقيم تهران

 

گاهنامه نسيم تالش -

˜ دوره جديد سال اول   -    شماره 5       فروردين ماه  1387    

 

صاحب امتياز: انجمن تالشان مقيم تهران

مدير مسوول : دکتر محمد طاهر نظامی

سردبير : مهندس هوتن دولتی

مسوول روابط عمومی : هادی يعقوبی

شورای سر دبيری : مهندس احسان الله  خوشخو ،  افشار سيفي نژاد ، مهندس محمد معاف ، هادی يعقوبی ، حسن وحداني كلنگستاني

ويراستار : حسن وحداني كلنگستاني

با تشکر فراوان از استاد کوچکپور – تمامی عکس ها متعلق به ايشان است .

چاپ و نشر : انتشارات تالش

نشاني نشريه : تهران ـ خيابان توحيد ـ خيابان فرصت شيرازي كوي مهر ـ بلوك 1 واحد 1

كدپستي: 1419933617

تلفن: 66928306       فکس

 

تاريخچه جمهوري  خودمختارتالش مغان

 

تاريخچه جمهوري تالش مغان

نوشته الهام محمد اف

ترجمه : دکتر علی عبدلی

 

روش حيدرعلي اوف براي سرنگوني جمهوري خودمختار تالش مغان

 

حيدرعلي‌اوف از رفتار قاطعانه همت اوف متعجب بود و مي‌خواست كه بـا متدهاي تجربه شده به او جواب بدهد. او تصميم گرفت همت اوف را درفرصت مناسب دستگير و مجازات كند، از اين رو مقرر كرد كه در تـاريخ 29 اوت 1993 ميلادي همه پرسي درباره اعتماد به رييس جمهور «الچي بك» برگزار شود.

رهبري جمهوري خودمختار تالش مغان در مقابل آن قرار، برنامه ويژه‌اي را تهيه كرد در آن برنامه آمده بود كه اگر در برگه‌هاي راي، اسم «اياز مطلب‌اوف» در كنار اسم الچي بك نوشته نشود، تالشان در همه پرسي شركت نخواهند كرد، چون كه هر دوي اين‌ها يعني مطلب اوف والچي بك از طرف مـردم انتخاب شده و رئيس جمهوراني بودند؛ كه بعدها بركنار شده بودند، ( هر چند الچي بك را هيچ كس بركنار نكرده، بلكه خود فرار كرده بود) لكن حيدرعلي اوف نمي‌خواست اسم اياز مطلب اوف در برگه‌هاي راي ثبت شود، چون كه او خيلي خوب مي‌دانست اكثريت مـردم به نفع مطلب اوف راي خواهند داد. در اين حال او ناگزير مي‌شد سمت رئيس جمهوري را براي اياز مطلب اوف به رسميت بشناسد. بديي سبب عل‌اوف دريافت كه فقط بـا سرنگوني جمهوري خودمختار تالش مغان مي‌تواند رفراندوم را به شكل دلخواه خود برگزار كند و از طرف ديگر در نظر مـردم ساده، نفوذ خود را بالا ببرد.

حيدرعلي اوف بعد از ديدار دوم بـا همت اوف، گروهي از اوفراد عالي‌رتبه و نمايندگان پارلمان را كه اصالتا از منطقه تالش بودند به جلسه‌اي مخصوص فراخواند و به شركت‌كنندگان در جلسه اطمينان داد كه مذاكرات جلسه سري خواهد بود، تـا همه بتوانند نظر خود را به راحتي بيان كنند و در تلويزيون نيز فقط سخنان شخص وي(علي‌اوف) پخش خواهد شد. در آن جلسه علي‌اوف بـا احتياط سخنراني خود را شروع كرد و درباره دوستي ملت‌ها سخن گفت و اظهار نمود كه سياست اشتباه جبهه خلق آذربايجان در جامعه تفرقه به وجود آورده است. اعلام زبان تركي به عنوان زبان رسمي دولت اشتباه بوده، او گفت: « ما يك ملت هستيم، هيچ چيزي براي تقسينم كردن نداريم، در شرايط جنگ فرصتي براي اين گونه مذاكرات نيست، ما بايد همه نيروهاي خودمان را براي پيروزي بر دشمن بسيج كنيم.»

حاضران در جلسه نيز تـا حدودي حرف‌هاي او را باور كردند. زيرا در مدت بـيش از يـــك مــاه و

نيم سكوت حكومت شايعات مختلفي بر سر زبان‌ها اوفتاده بود، حتي مي‌گفتند كه علي‌اوف راضي به ايجاد جمهوري خودمختار تالش مغان است.

به راستي هم وقتي كه در 21 ژوئن، رييس جديد شوراي عالي يعني حيدرعلي اوف اعلام كرد كه در شهر لنكران جمهوري تالش مغان اعلام خواهد شد، رييس سابق همان پارلمان، عيسي قنبراوف پيشنهاد كرد كه بايد فورا اين مساله بررسي شود و تدابير فوري انجام گيرد، علي‌اوف در جواب او گفته بود: « بـاعث كار اين واقعه شما رهبران سابق اين كشور هستيد، عدم رعايت منافع ملي اقليت‌هاي قومي و نقض حقوق آن‌ها باعث اين كار شده است.»

بـا اين حال مدت چند ماه علي‌اوف نه در مجلس ملي و نه در رسانه‌هاي گروهي رسمي اجازه بررسي اين مساله را نمي‌داد، چون كه او هنوز براي تقويت حاكميت خود به علي‌اكرم همت اوف نياز داشت!

در 16 و 17 اوت علي‌اوف براي مذاكره درباره مساله جمهوري خود مختار تالش مغان، اجلاسيه ملي را تشكيل داد. در آن اجلاس مصوب شد كه در مدت سه روز ارگان‌هاي مربوطه كشور بايد در منطقه جنوب (تالش مغان) قانون اساسي كشور را اجرا نمايند. رهبري آن عمليات نيز به« صورت حسين‌اوف» واگذار شد. ليكن، يك هفته گذشت و هيچ‌كاري حاصل نشد. يعني حسين‌اوف، از اقدام عليه همت اوف خودداري كرد در اين حال علي اوف در 23 اوت به وسيله تلويزيون به مـردم محلي اعلام كرد كه حكومت علي‌اكرم را سرنگون كنند. گرچه دعوت او مي‌توانست موجب بروز جنگ داخلي شود،‌لكن مـردم قيام نكردند؛ طرفداران علي‌اوف فقط توانستند چندصد نفر از افراد مشكوك را در ميدان شهر لنكران جمع كنند.

در آن روز همه رهبران ارگان‌هاي مربوطه كشور، وزرا و نمايندگان تالش، به شهر لنكران فرستاده شدند، علي‌اكرم به خاطر اين كه خونريزي نشود،‌ از پست خود دست برداشت و مدتي بـا يك گروه طرفدار خود در واحد نظامي «N» مستقر شد. و بعد به كوهستان تالش رفت تـا اين كه بعد از چند ماه در منزل خود دستگير گرديد. وي زماني كه در سلول انفرادي بازجويي وزارت امنيت ملي به سر مي‌برد، فرار كرد و براي بار دوم در تـاريخ 7 اوت سال 1995 دستگير شد و محكوم به مجازات حبس ابد گرديد.

همت اوف هنوز در زندان است، توجه سازمان حقوق بشر و شوراي همكاري اروپا براي آزادي او جلب شده اما او خواهان برگزاري محاكمه‌اي علني مي‌باشد؛ زيرا او خود را مسئولي منتخب قاطبه مـردم مي‌داند كه هنوز قانونا از سمت خود عزل نشده است.

 

ياد ايام

 

 

يك روز پدر بزرگم در حالي كه تبرش را روي دوشش گذاشته بود صدايم كرد و گفت: ب بشم ويز باغ  (بيا برويم باغ گردو ). باغ بزرگي كه فقط درخت گردو داشت با او رفتم پدر بزرگ در بين راه هيچ چيز به من نگفت كه قصدش چيست. خلاصه پس از رسيدن  به باغ به سراغ يكي از درختها ي گردو كه در انتها ي باغ بود رفت با تبر شروع به ضربه زدن به درخت به نشانه بريدن درخت كرد (البته ضربه ها را به اهستگي فرود مي اورد) تعجب كردم و پرسيدم پدر بزرگ چيكار مي كني؟ پدر بزرگ مصمم و با صداي بلند گفت: مي خواهم اين درخت راببرم، من كه از همه چيز بي خبرم بودم پرسيدم: چطور وقتي كه ما شاخه اي از اين درخت را مي شكنيم با ما دعوا مي كنيد چي شده حالا مي خواهي يك درخت گردو را ببري؟ پدر بزرگ مصمم و جدي و بلند گفت :آخه پارسال گردوي خوبي نداده. و من كه از همه چيز بي خبر بودم گفتم :خوب ببر. پدر بزرگ بي اعتنا به حرفهايم گفت: تو ضمانت مي كني كه سال اينده گردوي زيادي بدهد. و من هاج و واج مانده بودم كه چه بگويم كه پدر بزرگ باز با صداي بلند گفت: باشد بخاطر نوه خوبم از بريدنت صرفنظر مي كنم اگر سال بعد محصول خوبي ندهي مي برمت و من خنده ام گرفته بود كه پدر بزرگ چكار مي كند درخت كه قوه درك و شعور ندارد كه حرفهاي ما را بفهمد و سال بعد درخت بيچاره از ترسش گردوي زياد مي داد امروزه قطعا از كنش ها و واكنش هاي ما نسبت

 به گياهان و گياهان نسبت به ما با خبريد و اينها را پدر بزرگ من كه سواد خواندن و نوشتن نيز نداشت بهتر از كارشناسان پر دك و پز امروز مي دانست  هفته آخر اسفندآرام و قرار نداشتيم روز شماري كه چه عرض كنم، لحظه شماري مي كرديم اگر چه گاهي اضطراب اينكه نكند پدر نتواند رخت و لباسي نو براي ما بخرد ساعتي ما را دل مشغول مي كرد ولي اگر هم نمي خريد خيلي مهم نبود مهم اين بود كه هوا برفي و باراني نباشد تا بتوانيم بيشتر به ديد و بازديد برويم. شب چهارشنبه سوري در ساليان گذشته چه شور و حالي داشت از چند روز مانده به چهارشنبه سوري ( فيلته ) مشعل مخصوصي كه هر كسي به سليقه و مهارت خود درست مي كرد اماده بود در شب چهارشنبه سوري دارا و ندار گدا و ارباب نداشت همه خوش بودند، سوري كه حداقل با چند جا اتش بپا كردن و با ساختن ترش تره هم بر پا بود چون ( ديل خشي بود ) .

به محض تاريك شدن هوا شور خاصي در محله بر پا بود مادر بزرگ زودتر از همه و با ذوق و شوق بيشتري كلش (كاه) مي اورد هفت جا مي گذاشت بفاصله كمتر از يك متر در يك امتداد به ما دستور مي داد اتش  فل ك ( هيزم نيم سوخته ) را بياوريم و به پدر مي گفت كلش را (وش ) اتش بزند به محض روشن شدن كلش انگار المپيك رسمي بر پا مي شد دعا ، شعر ، ورزش ، سور و ميهماني و جشن و پايكوبي شروع مي شد پريدن تك تك اعضاي خانواده از روي اتش در چند نوبت دعاي مخصوص موقع پريدن  از روي اتش (سرخي تو

 از ان من      زردي من از ان تو ) تا چهارشنبه سوري بعد زنده و سالم بمانيم (همه سق و ساليم بوبون ) همه صحيح و سالم باشند و دهها مورد ديگر همگي حكايت از سر زندگي، ديل خشي و اميد فراوان داشت

غير از قسمت كوتاهي كه مادر ما را همراهي مي كرد در تمام طول اين مراسم مادر در خانه مشغول تهيه و تدارك سور چهارشنبه بود از درست كردن خورشت و غذاي مخصوص شب چهارشنبه سوري (ترش تره ) سور مايي برشته ، بج و كوئي دونه، مرجو سر كرده تا گذاشتن غذا جهت چهارشنبه خاتون (معتقد بودند خاتون شب چهارشنبه نيمه شب براي شنيدن ارزو ها و اميد هاي هر خانواده به تك تك خانه ها سر مي زند و هر دعا و ارزويي كه اولين بار بشنود بر اورده مي شود بنابر اين اعضاي خانواده سعي مي كردند براي اينكه مزاحمتي براي چهارشنبه خاتون نباشد كمتر از خانه بيرون بروند و بيشتر از ارزو ها و اميد ها ي خوب حرف بزنند . مادر خانواده از تمامي غذاها و تنقلات صرف شده در ان شب كمي در ظرفي مي ريخت و در ايوان خانه جاييكه سگ و گربه به ان دسترسي پيدا نكنند مي گذاشت و معتقد بود چهارشنبه خاتون مقداري از هر غذا را چشيده و بعد همه را جمع مي كند و براي نيازمندان مي برد

قبل از شب عيد تا ساعتي پس از نيمه شب از خوشحالي و در انتظار فرداي عيد خوابمان نمي برد راستي تهيه (عيدي روزي آوچين ) كيسه پلاستيكي و نو قبل از روز عيد از مهمترين دغدغه هاي فكري نوجوانان بود، كيسه اي كه در ان حلوا و شيريني و تخم مرغ و اجيل اهدايي را مي ريختند بخاطر مي اورم روز عيد سه كيلومتر از داخل مزرعه هاي شخم زده و پر اب رد مي شديم تا يك تخم غاز عيدي بگيريم بماند اينكه موقع پريدن از چاله اي پر اب تخم مرغها به همديگر  مي خوردند و مي شكستند و با حلوا و شيريني مخلوط مي شدند و خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ، ولي دلها خوش بود و همه ديل خشي داشتند مهم نبود صبح تا شب هر چه عيدي گرفته بوديم از دست داده بوديم مهم اين بود كه روزي پر نشاط و پر خاطره اي براي خودمان ساخته بوديم و امروز چقدر از خاطره سازي عار داريم .

اگر به ديدار بستگان بد، يا همسايه بد نمي رفتيم، سرزنش مي شديم. مادر اگر تخم مرغهايش براي عيدي دادن به پسر همسايه ها تمام مي شد ،يواشكي خودمان مي داديم تا شرمنده نباشيم و پدر اگر سكه اي در جيبش نبود تا به دختر همسايه بدهد، خواهر سكه اي كه از عمو گرفته بود يواشكي در جيب پدر مي انداخت و اين گونه بود كه همه خوش بوديم

تمام دل خوشي مرحوم مادرم اين بود كه يك سفره پلاستيكي نو يك متر در يك متر بخرد براي سفره روز عيد  سين هاي سفره عيد ما از يكي دوتا هيچوقت بيشتر نمي شد، سفره بود، سبزه بود و سين هاي بعد، چه ايرادي داشت آب و ائينه و گلاب و حلوا و... باشد براي مادر مهم اين بود كه پدر پول خريد يك جفت جوراب براي تازه داماد  فاميل را داشته باشد يا خود مادر بتواند عيد بازار برود تا يك روسري رنگ روشن براي تازه عروس فاميل بخرد براي پدر مهم نبود كه پول نمانده تا براي خودش تازه شلوار بخرد خوشحال بود كه مادر شلوارش را طوري وصله كرده كه از دور معلوم نيست و همه خوشحال بوديم كه روز عيد در اتاقي گلي سه در چهار مترمان جاي سوزن انداختن نبود و صداي خنده عمو و عمه و خاله و دايي و بچه هايشان تا رباره آديم (انطرف رودخانه ) مي رفت

اگر چه من هنوز يادم مانده كه خان ننه بعد از اينكه به ما گفت ((شمه عيد مبارك شمه حلوا سه چارك )) به اصف يك تخم مرغ داد و سرم را بوسيد و گفت ببخشيد آخري بود با هم كنار بياييد و ما مانده بوديم كه يك تخم مرغ را چطوري نصف كنيم ولي مادر گفت راستگوييش از تخم مرغ با ارزش تر است و امروز مي فهمم كه راستگويي و راستخويي در اين دور و زمان چه گنج نايابي است .

نيمه هاي شب است شبي سردو برفي اگر چه ساليان درازي از ان سالها نمي گذرد ولي چقدر فاصله گرفته ايم از خودمان از فرهنگ مان و از سنت هاي زيباي تالش بزرگ مان

چيزي به عيد نمانده چقدر مشتاقم دو ، سه نفر فانوس به دست ناگهان شروع به نوروز ي خواني بكنند كدام گروه باشد خوب است فكر مي كنم گروه كاسعلي و كريم از همه بهتر است اول اينكه از حفظ مي خوانند، دوم اينكه نوروزيشان تكراري و در چند بيت نيست كه زود تمام شود ،سوم اينكه تالشي مي خوانند و چهارم اينكه دو دفعه مي خوانند دفعه اول سرا كو (در حياط ) بعد از پايان سري اول يك شاخه (كيش ) شمشاد بالاي در ورودي اتاق اويزان مي كنند سپس با اصرار پدر داخل اتاق مي ايند و بعد از پذيرايي يكبار ديگر داخل اتاق نوروزي مي خوانند راستي چقدر تخم مرغ و برنج جمع كرده اند !!

خالي كردن تير آهنهاي آهن فروش سر خيابان روياهايم و آرامش كودكان معصوم اين شهر سيماني را در نيمه شب زمستاني دوباره به هم مي ريزد و اجازه نمي دهد حتي در روياهايمان به آرامش و آسايش ديروز تالش بزرگ برسيم

 

خاس خدا كو خام    تالش برائن تالش خوائن گردي گله ديل خش و سق و ساليم بوبون

از خداي خوب مي خواهم برادران تالش و خواهران تالش همه دل خوش و سلامت باشند

 

     شمه تازه سال مبارك  شمه عيد مبارك  شمه حلوا سه چارك  

 

 

عَيدَ حلوا

 

بدون اغراق از بهمن ماه در حال و هواي روز عيد بوديم همه كس و همه چيز بوي تازگي و نشاط و خوشي و ديل خشي داشت استقبال از بهارتقريبا از نيمه دوم بهمن آغاز مي گرديد، تا جاييكه يادم  هست آماده كردن آرد حلواي شب  عيد كه از خورده برنج  خبيس  تهيه  مي شد اولين كار جهت استقبال از بهار بود، لحظه ارسال خبيس (خرده برنج ) جهت آرد كردن با دعا و نيايش شروع مي شد اشته خردنون عروسيه ارده بيارم (آرد عروسي بچه هايت را آسياب كنيم )

آماده كردن آرد برنج جهت تهيه حلوا معمولا توسط مادر خانه انجام مي گرفت و اگر مادري در اين زمينه تازه كار بود يا جهت احترام و به بهانه در كنار هم بودن توسط يك زني كه در اين مورد مهارت داشت آماده مي شد كه تالشان به اين كار( آرد سركرده ) يا سرخ كردن آرد مي گفتند اين كار معمولا عصرها صورت مي گرفت چون بيشترين مراسم حلوا سازي در شب بود و تقريبا چند ساعتي جهت آماده سازي آرد (آرد سر كرده ) زمان نياز بود همسايه ها و بستگان نزديك يك روز قبل از حلوا سازي  با خبر مي شدند  همه  دعوت شدگان معمولا قبل از شروع حلوا سازي در محل حاضر مي شدند هر حلوا ساز ( كسي كه در ساختن حلوا تبحر داشت ) حتما ابزار حلوا سازي كه يك شيشه  استوانه اي جهت پهن كردن  خمير حلوا بود  بهمراه خودش داشت چون  قطعا صاحبخانه به تعداد ميهمانان شيشه استوانه اي ( مثل ظرف شيشه مربا يا روغن زيتون) نداشت ، حلوا سازها دور يك سفره بزرگ با توجه به تعداد بر اساس سن و سالشان مي نشستند  بزرگتر ها كنار يكديگر ، جوانان كنار يكديگر و  همينطور پسر ها و دختر ها  ( لازم به يادآوريست كه  شبهاي  حلواسازي شبهاي پر خاطره اي براي دختران و پسران مجرد و حتي خانواده هايشان بود به جهت اينكه بودند افرادي كه در اين شب ها همسر يا عروس و داماد آينده شان را انتخاب مي كردندآردي كه از قبل سر (سرخ ) شده بود با روغن داغ شده به خمير حلوا تبديل مي شد اين كار توسط زني ماهر كه داراي قدرت كافي جهت اماده كردن خمير حلوا بود صورت مي گرفت كه معمولا در محل شناخته شده بود  سپس خمير اماده شده به جلوي تك تك افرادي كه دور سفره نشسته بودند توسط خانمي كه مسئول خميرگيري بود انداخته مي شد البته شروع اين كار با ارزوي سلامتي و سعادت و خوشبختي و خوشوقتي براي همه و صاحبخانه انجام مي گرفت و خمير اول پيش فردي كه داراي احترام و حرمت بيشتري بين ميهمانان برخوردار بود انداخته مي شد، آن فرد يك زن يا مرد ميانسال يا جوان صادق و راستگو يا هر بچه خوب و با ادب ( توجه به پاك بودن و سالم بودن فرد در هر طبقه سني )مي توانست باشدهمه ميهمانان موظف بودند طول مدت حلوا سازي فقط از خوبيها ، شادي ها ، اميد ها و آينده اي سبز حرف بزنند و اگر فردي از روي نا آگاهي بحث را به چيزي غير از اينها ميكشاند به او تذكر داده مي شد، از درگذشتگان به نيكي ياد مي شد براي جوانان دم بخت مجلس ، ارزوي پيدا كردن همسر دلخواه براي زوجهاي جوان خوشبختي و براي  سالمندان طول  عمر و براي صاحبخانه بركت و خوشي و خوشبختي ارزو مي كردند تمام  طول مراسم  به  شكلي معنوي و نشاط انگيز كنترل و ادامه پيدا مي كرد تقريبا سه چهارم ميهمانان كار پهن كردن خمير و يكي دو نفر كار ريختن موادي كه  به شكل پودر از كمي ارد ، شكر ، گردو سابيده شده ، هل ، زنجبيل ، زيره و غيره تشكيل شده بود و تازدن و چيدن حلوا به شكلي مرتب درمجمه (يا ظرف مسي گرد و بزرگي شبيه سيني هاي بزرگ امروز بود) بر عهده داشتند

ميهمانان در طول مدت مراسم حلوا سازي با چايي ، كاكا، برنج سرخ شده يا ساير تنقلات پذيرايي مي شدند در پايان مراسم نيز كه با دعا و نيايش وارزوي سالي پر خير و بركت و پر بار به پايان مي رسيد

بعد از مراسم براي هر كدام از ميهمانان چند خچ حلوا (تكه حلوا) جداگانه دركاغذ يا ظرفي گذاشته و با احترام و تشكر تقديم مي شد تا براي ساير افراد خانواده ببرند. از صبح فردا براي همسايه ها و يا بستگاني كه به هر دليل نتوانسته بودند در مراسم حلوا سازي شركت كنند چندخچ حلوا مي بردند بدون هيچ گله و شكايتي دليل عدم حضورشان را سوال مي كردند. مراسم حلوا سازي تقريبا هر شب در خانه يكي از اهالي برگزار مي شد و در روستاهاي پر جمعيت  در چند خانوار . هر چه بود شور  بود و شور و نشاط و شادماني و  سرور امروزه اگر چه به ان شورو حال گذشته برگزار نمي شود ولي هنوز هستند تالشان اصيلي كه اين سنت قديمي و جالب را برگزار مي كنند .

از فرداي روز حلوا سازي (.ك پچين اچين.) نظافت خانه و شستشوي خانه و لوازم ان شروع مي شد ك ويشور (رنگ كردن خانه با رنگي كه موادش گاهي آهك و آب و گاهي مخلوطي از گل رس و سبوس برنج با آب حكايت از خود كفايي تالشان داشت كه متاسفانه امروزه بجز موارد انگشت شماري خيلي ها از رنگهاي شيميايي استفاده مي كنند

ك پچين اچين و ك ويشور به اين شكل بود، تمامي وسايل خانه ابتدا تخليه مي شد ،تمامي رختخوابها از داربستهاي چوبي كه از قبل اماده شده بود اويزان مي كردند كه باعث مي شد بوي نم رختخوابها از بين برود بقول تالشان( افتاو بر ) وسائل و لوازم شستني را مي شستند مثل حصير ها ، ملحفه ها ، ظروف و ... معمولا اين ها را كنار رودخانه اي بزرگ جمع شده و مي شستند و اين كارها را گاهي در چندين روز و در خانواده هاي پر جمعيت با تقسيم وظايف در يك روز انجام مي دادند سوزاندن زباله هاي توليد شده در طول چند ماه سرد سال و تميز كردن تلنبارها و انبارها و لانه هاي مرغ ها و مرتب كردن پرچين ها (حصاري چوبي محوطه شخصي هر خانوار ) قلم زدن و نهالكاري قسمت نهال كاري بدون استثناء از نيمه دوم اسفند و گاهي چند روز دير تر يا زود تر بود حتما با چند نهال كه غالبا نهال ميوه بود اين كار را مي كردند سالهاي خيلي دوركه هنوز اين مطلب كه گياهان و درختان و گلها نيز موسيقي و كلام و نوازش را درك مي كنند رسانه اي نشده بود

 

حسن وحداني كلنگستاني

 

گفتگو با دكتر نظامي  رئيس هيئت مديره  انجمن تالشان مقيم تهران   

 

حسن وحداني كلنگستاني

سوال: باعرض سلام و خسته نباشيد به خاطر زحمات جنابعالي و چندين دهه فعاليت و تلاشهاي پي گيرتان در عرصه هاي علمي و فرهنگي لطفا در مورد آخرين خبرها از خريد مكاني براي خانه تالش توضيحاتي بفرمائيد كه زحمات شبانه روزي هيئت امنا و هيئت مديره و جنابعالي به كجا رسيد و آيا خبر هاي خوشي براي تالشان مقيم مركز داريد يا خير ؟

ج : به نام خداوند جان و خرد

خيلي خوشحالم كه توفيقي حاصل شد تا بنده مجددا در مورد خانه تالش و تالشان عزيز و هم ولايتي ها و هم وطنان عزيز در مناطق تالش نشين صحبتي داشته باشم در مورد سوال جنابعالي همانطور كه مي دانيد ما در كنار هيئت مديره يك جمعي از بزرگان قوم تالش داريم بنام هيئت امنا كه از صنوف مختلف از اطباء ، از مهندسان ، جوانان ، بازرگانان و تجار تالش مقيم تهران شكل گرفته و اينها در واقع راهنما و هدايتگر و پشتيبان كننده خانه تالش و هيئت مديره انجمن تالشان مقيم تهران  هستند موضوع خريد يك جايگاه مستقل بنام انجمن تالشان مقيم تهران از دو سال پيش افكار ما را به خودش جلب كرده بنده در كنار هيئت مديره محترم مخصوصا هيئت امناي بزرگوار كه هميشه در كنار ما بوده اند تلاشهايي را شروع كرده ايم و به هدف نزديك شديم و اميدوارم در ماههاي اينده موفق شويم و به اين ارزوي ديرين خود برسيم موضوع دفتر خانه تالش هميشه قسمت اعظم تفكر و تلاش ما را براي تامين هزينه ها به خود معطوف داشته است كه اميدوارم در سال جديد مكاني را با كمك بازرگانان و البته همه تالشان و مديران صاحب مقام تالش كه در سطح مملكت هستند به اين ارزو برسيم

 سوال : سال هشتادو شش با همه فراز و نشيبهايي كه داشته ايم  در حال اتمام است عملكرد خانه تالش در سال جاري چگونه بوده و از نحوه عملكرد هيئت امنا و هيئت مديره و حتي ساير اعضاو شخص جنابعالي به عنوان مدير اين مجموعه راضي هستيد يا خير ؟

ج: شايد آن رضايت ايده ال را نداشته باشم ولي تاييد مي كنم و خوشحال هستم كه همه اعضا هر كدام به سهم خود و اعضاء هيئت مديره و اعضاء جوان ما و فرهيختگان ما در هر صورت كم و بيش در كنار ما بوده اند و هستند و اكنون خانه تالش در اذهان تالش جايگاه اميد بخشي دارد مخصوصا در شهرستانهاي شمالي

كارهاي ما در سال گذشته صرف اين شده كه سايتهايي را راه اندازي كنيم و در اين زمينه برادراني بودند دوستان و مشوقيني بودند كه به ما در تهيه وسايل چاپ و... ياري نمودند يك گروه هيئت تحريره تشكيل داديم كه به دست جوانان شكل گرفت و نشريه قديمي تالش را كه سالها بود تعطيل شده بود البته به دليل يك سري مشكلات مالي و... مجددا به همت جوانان و فرهيختگان و نويسندگان و محققين عزيز و ارجمند تالش مجددا چاپ كرديم اكنون چهار شماره چاپ كرديم و نظرمان اين است كه براي عيد نوروز يك شماره ويژه اي هم به چاپ برسانيم و در دسترس علاقمندان به ويژه نسل فرهيخته تالش قرار دهيم

سوال : هنرمندان بنام و گمنام تهران و حتي شهرستانهاي تالش كم كم به اين نتيجه مي رسند كه يك مجموعه مستقل يك تشكل اسم و رسم دار با پشتوانه عظيم فرهنگي بايد مديريت و هدايت حركتها و جنبشهاي فرهنگي و هنري تالش را بر عهده بگيرد و چه بهتر اين مديريت و جهت دهي و هم فكري و همدلي بر عهده خانه تالش باشد نظر جنابعالي به عنوان يك كارشناس و استاد و كسي كه ساليان درازي وقت عزيز و گرانبها تان را در حركتها و اتفاقات فرهنگي و علمي و هنري تالش صرف كرده ايد چيست لطفا در اين مورد براي خوانندگان ما توضيح بفرمائيد ؟   

جواب: بنده خوشحالم كه در گوشه و كنار مملكت ما از اردبيل و استارا گرفته تا رودبار و رشت و انزلي و شهر هاي تالش نشين و هشتپر تشكل هاي مختلفي توسط فرهنگيان  ما بويژه نسل جوان در زمينه شناسايي و باز سازي و باز خواني فرهنگ و هنر و اداب و مراسم ملي و مذهبي تالش تشكيل شده و معتقدم بزرگان هم همين عقيده را دارند كه داشتن تشكل ضروري است ما بايستي يك هسته مركزي و وزين متشكل از بزرگان ، اساتيد ، محققين و از هر قشر و طبقه اي داشته باشيم و اين خوشبختانه مي تواند همين خانه تالش باشد و يا انجمن تالشان مقيم مركز كه همين الان خوشبختانه اين نقش را همه پذيرفته اند و خانه تالش با همه كمبود ها و امكانات محدودي كه دارد توانسته است تا حدودي به اين امر توفيق حاصل نمايد و نقش مهمي را ايفا نمايد براي زير سايه و زير چتر گرفتن همه كساني كه در قالب تشكل هاي مختلف براي بازسازي فرهنگ و تاريخ تمدن و اداب و سنن تالشان دارند فعاليت مي كنند و اميدوارم كه با خريد مكاني براي خانه تالش اين نقش ، برجسته تر و ممتاز تر شود

سوال : راهكارهايي براي جذب بيشتر اعضاء در برنامه هاي سال اينده تان هست يا خير ؟

ج: ما فرا خوان هايي مي دهيم مراسم هايي برگزار مي كنيم و سخنراني هايي برگذار مي شود و از دانشمندان و محققين در اعياد مختلف دعوت مي كنيم سخنرانيهايي در زمينه تالش و اصولا فرهنگ عمومي اقوام ايراني و تمدن ايراني صورت مي گيرد كه از طريق رسانه هاي گفتاري و نوشتاري و ديداري شكل مي گيرد و با همين خبر نامه نسيم تالش پياممان را به گوش خيلي ها مي رسانيم و الحمدالله استقبال هم بد نبوده البته خيلي راضي نيستيم و نوميد هم نيستيم 

سوال: مشكلاتي فرا روي خانه تالش است چه انتظاري ازاعضاءو همكاران و قشر بزرگ فرهنگي و هنري تالش و حتي مسئولين تالش داريد ؟

ج: اولين مشكل ما تامين يك مكان و جايي براي انجمن تالشان مقيم مركز است و تا زمانيكه اين هدف تحقق پيدا نكرده بيشترين تلاشمان

صرف يك سري كارهايي مي شود جهت تامين هزينه ها ، ما تلاشمان اين است كه بزرگان بيشتر به ما روي بياورند جوانان بيشتر حضور داشته باشند و مشاركت به معناي وسيع كلمه تحقق پيدا كند و انتظار داريم كه اساتيد جوان ما ، مهندسين جوان ما ، و محققين جوان ما ، تمام صنوف و رشته ها ، شعراي جوان ما ، بخشي يا اندكي از وقت خود را متوجه خانه تالش و انجمن تالشان بكنند و اگر انشاالله اين توفيق حاصل شود ما مطمئن هستيم كه خانه تالش شكوفاتر و بالنده تر و فعالتر مي شود و خودش را نشان خواهد داد

سوال : اشاره كرديد به مشكلات تامين هزينه ها ، نقش بازاريان تالش كه افراد فرهنگي و هنرمند نيز در بين انها مي باشد در رفع مشكلاتي كه پيش رو هست چيست ؟

ج: جا دارد تشكر كنم از تالشاني كه بنگاه هاي تجاري و بازرگاني دارند و تجار سر شناس هستند و مديران ما ، اساتيد ما، بزرگان ما، كارمندان ما كه تالش هستند و به وسع خودشان كمك كردند و پشتيباني مي كنند و اگر نبود پشتيباني انان به هيچ وجه خانه تالش نمي توانست به اين وضعيت كه هست برسد

سوال : نقش رسانه ها در دنياي امروز در همه دنيا اشكار است و بر هيچ كس پوشيده نيست ، نقش رسانه ها در پيشبرد اهداف خانه تالش و انعكاس اخبار و حركتهاي مثبت صورت گرفته چيست و قدري از انتشار سري جديد نسيم تالش ، اهداف و برنامه هايتان در سال اينده در اين نشريه توضيح بدهيد ؟

ج: ما در طي شش سال فعاليت رسمي خودمان چندين جشنواره را در سطح ملي و در سطح استان برگزار كرديم و در اين فعاليت رسانه هاي نوشتاري و راديو وتلو يزيون در محافل مختلف علمي هنري و تحقيقي حضور داشتند و استقبال بسيار شاياني كردند و بصورت وسيع در شناساندن قوم تالش مراسم و اداب تالش موثر بوده اند و ما در كنار جشنواره ها و نمايشگاهها ، موسيقي مردم تالش ، اشپزي تالش ، لباس تالش و انواع و اقسام مراسم و اداب و ائين ها را معرفي كرديم و بصورت وسيع توسط رسانه هاي مختلف منتشر شده و حتي به بيرون از مرزها رفته و انواع واقسام شبكه هاي بين المللي هم مراسم ما را پخش كرده اندانعكاس وسيعي هم داشته هم در سطح ملي و هم در سطح بين المللي

نشريه نسيم تالش كه انتشار ان به دليل مشكلات مالي چند وقتي با وقفه مواجه شده بود از يكسال گذشته مجددا شروع به چاپ كرديم و برنامه ريزي كرديم كه اين نشريه (نسيم تالش ) تحت عنوان خبر نامه تالش چاپ شود و چهار شماره از ان را چاپ نموديم كه بيشتر ويژگي خبر رساني دارد و اخبار فرهنگي و علمي و سخنراني و احيانا پيشنهاد ها و درد ها و مشكلات را به چاپ مي رساند و در سطح استان و همينطور تهران بسيار مورد استقبال قرار گرفته است و اميدوارم بالندگي مان بيشتر شود و در قطع بزرگتر با مطالب متنوع تر به چاپ برسانيم

سوال: در خلال صحبت هاتون به لباس تالش و لباس ملي تالش اشاره فرموديد نظرتون راجع به پوشش مخصوص تالش در مراسم ها و همايش هاو مخصوصا استفاده آن در عروسي ها چيست ؟

ج: بنده در حدود پنجاه سال كار تحقيقاتي و دانشگاهي و مديريتي انجام داده ام و بر اساس اين تحقيقات نصف دنيا را گشته ام و با اقوام و ملت هاي مختلف تماس داشته ام ، واقعيت اين است كه فرم لباس تالشي زيباترين تركيب را دارد از لحاظ رنگ اميزي و حتي از لحاظ عرفاني كه يك نوع زيبا دوستي است و در ضمن يك پوشش كاملا اسلامي است ولباس زنان از يك هنرمندي فوق العاده برخوردار است و دختران جوان ما سعي مي كنند در مراسم هاي رسمي از اين لباس استفاده كنند و برنامه اجرا ميكنند و مورد تحسين بينندگاني كه تالش را نمي شناسند قرار مي گيرند.

سوال : آينده و دور نماي تالش را از نظر اقتصادي و پيشرفتهاي فرهنگي و هنري چطور ارزيابي مي كنيد ؟

ج: با همه مشكلات و نقص ها و عقب افتادگي هايي كه وجود دارد بسيار خوشبين هستم و مقايسه مي كنم تالش و مناطق تالش نشين را با ده بيست سال پيش يا حتي پنجاه سال گذشته و زمان كودكي بنده در روستاي اسالم تالش كه مجبور بوديم روزهاي باراني دو كيلومتر پاي پياده از جنگل عبور كنيم تا به مدرسه برسيم و اين روزها واقعا شيب منحني به طرف تعالي و پيشرفت كشور بسيار اميدوار كننده است گاهي چهره كريه فقر را داريم ولي در مجموع اهنگ پيشرفت و ترقي اميدوار كننده است و زمان زمان سرعت و تعالي است شايد سرعت ما كم باشد ولي واقعيت اين است كه پيشرفت ما قابل تحسين است اميدوارم دولتمردان ما بزرگان ما در برنامه ريزي هاي ملي و منطقه اي توجه بيشتري به منطقه تالش نشين داشته باشند كه نسبت به برادران گيلك ما در وضعيت اقتصادي خوبي نيستند بيكاري در نسل جوان ما بسيار است و بعضا مشكلاتي پيدا مي كنند و اميدوارم دولت محترم به اين مورد توجه بيشتري كند و در جهت اشتغال و بردن يك توسعه موزون به منطقه تالش نشين گامهاي بلندتري بردارد

سوال : به عنوان مديري كه سابقه مديريت در سطح وزارت خانه و مناطق تالش نشين را داشتيد اطلاع داريد عليرغم پيشرفتهاي اندكي كه جنابعالي اشاره فرموديد هنوز با انبوهي از مشكلات مواجه هستيم از جمله وضعيتهاي اشتغال جوانان تالش و با توجه به اينكه شهرستانهاي تالش هر كدام به تنهايي داراي پتانسيل هاي بزرگي جهت اشتغال هستند مخصوصا قسمت جذب توريست چه انتظاراتي از مديران تالش و مسئولين رده بالاي تصميم گيرنده كشور داريد ؟

ج: تالش از مواهب الهي زيادي برخوردار است اب كافي ،خاك حاصلخيز و ييلاقات سرسبز داريم كه متاسفانه در گذشته چندان توجهي به ان نشده و برنامه ريزيهاي بلند مدت زيادي در تالش پياده نشده و مشكل ديگر با كمال تاسف به مديران و متخصصين محلي كمتر توجه شده بنده معتقدم ما فرهيختگان عالي مقام زيادي داريم در رشته هاي مختلف مهندسي ، فني ، كشاورزي و منابع طبيعي محققين ،اديبان وشعرا،برنامه ريزاني داريم در تالش و اينها در پيكره مديريتي مناطق تالش سهم دارند و بايد از مديران بومي ،فرماندهان بومي ،يك مدير عامل بومي شركت چوب و كاغذ صنايع ايران و هيئت مديره و روئساي ادارات بايد بومي انتخاب شوند و پيشنهاد مي كنم در اين زمينه تجديد نظر شود مشكلات محلي بايد به دست محلي ها حل شود

سوال : و اما دو سوال ويژه از زبان مخاطبين نسيم تالش بپرسم تالشان داخل كشور نگران برادران تالش زبان مقيم آذربايجان هستند از چه راهي مي توانيم با برادران تالش زبان در خارج از ايران ارتباط برقرار كنيم و آيا برنامه اي جهت همكاريهاي مشترك با انها داريد يا هيئت مديره محترم قصد دارند به اين مسئله بپردازند يا خير ؟

ج: بله ، چنين برنامه اي داريم و از كانالهاي مختلف محققين ما، اساتيد ما به مناسبتهاي مختلف به انطرف مرز مي روند و تماسهايي با انها داريم و بابعضي از فرهيختگان تالش آذربايجان در ارتباط هستيم و باكمال تاسف بر خلاف ما كه اينجا تشكل ها و انجمن هايي داريم امكانات و فعاليت هاي فرهنگي داريم آنجا تالشان در مذيقه هستند و توسط حكومت آذربايجان تحت فشارند و بعضي حتي در تبعيد به سر مي برند در مسكو و اكراين و حتي ارمنستان ، ما با آنها ارتباط داريم و گاهي نشرياتي دريافت مي كنيم و نشريه مي فرستيم از طريق مجاري رسمي و دولتي و از سه سال پيش برنامه راديويي هم تحت عنوان صداي تالش در گيلان تاسيس شده كه برنامه هاي بسيار سنجيده فرهنگي اجرا مي كند براي تالشان برون مرزي و ما در تهيه اين برنامه ها همكاري نزديك داريم و در جلسات مشترك شركت مي كنيم و سعي مي كنيم در برنامه ريزي ها به آنها كمك كنيم گاهي هم برنامه ريزي ميشد سمينارهايي  با حضور انجمن تالش برگزار شود كه دولت آذربايجان مشكلاتي فراهم مي كرد اميدوارم اين روابط با كمك دولت جمهوري اسلامي و وزارت امور خارجه و وزارت ارشاد بيشتر شود با توجه به اينكه آنها وطن اصلي خودشان را ايران مي دانند مخصوصا تالشان مقيم آنجا كه برنامه هاي ما را دنبال مي كنند و اميدواريم امكاناتي و تمهيداتي فراهم شود كه رفت و آمد بيشتري داشته باشيم تبادل فرهنگي و تعامل بيشتري دست پيداكنيم

سوال:  جناب دكتر با توجه به اينكه سال جديد خورشيدي در پيش است و عيد نوروز هميشه ياد اور خاطرات بيادماندني براي ما و همه تالشان و همه ايرانيان است كدام يك از آداب و رسوم ويژه نوروز در خاطرتان مانده كه براي خوانندگان نشريه ما بفرماييد ؟

ج: تالشان يكي از اصيل ترين و كهن ترين اقوام افتخار آفرين سرزمين ما هستند و تالش يكي از سنگر هاي حفظ و نگهداري سنن بالنده و افتخار آميز سرزمين بزرگ و تمدن كهن ايراني است مخصوصا مراسم استقبال از سال نو در هر كجا كه باشم من همان طفل پنج ساله اي هستم كه با لذت و شعف در آن مراسم شركت مي كنم لذت مي برم و جزو شيرين ترين خاطرات من است مخصوصا مراسم

چهارشنبه سوري و مراسم نوروز خواني كه عده اي با صداي دلنشين و اشعار قشنگ معمولا شبها و نزديك صبح گروهي جمع مي شوند با صداي نازنين يكي سر خواني مي كند و بقيه واگير مي كنند (تكرار مي كنند ) ،دستونهاي بسيار زيبا و اشعار بسيار زيبا و آوازهاي دلنشين و عرفاني كه من در هيچ قومي و در هيچ جايي نديدم و هيچوقت فراموش نمي كنم البته موسيقي تالش يكي از عرفاني ترين و اصيل ترين و زيبا ترين موسيقي هاي كشور ماست

سوال : در پايان با تشكر از جنابعالي به خاطر وقتي كه در اختيار ما گذاشتيد براي شما و همه تالشان آرزوي سالي پر بار و سبز همراه با سلامتي و پيشرفت آرزومندم و حرف آخر شما را هم با تالشان مي شنويم

ج: من هم خيلي خوشحالم و اميدوارم پيام ما به گوش همه تالشان برسدما هميشه چشم انتظار نشسته ايم و منتظر تالشان عزيز هستيم از نقاط مختلف مملكت از قشر هاي مختلف ، بهترين چيزي كه ما را تشويق مي كند و ما را به هدف مي رساند و دلهاي ما را به هم نزديك مي كند حضور و مشاركت است اگر همه حضور داشته باشند ما مي توانيم وظيفه خودمان را در قبال قوم خودمان به خوبي انجام بدهيم در ميهن بزرگ اسلامي، ايران بزرگ ، ايران سر افراز ،با همه قبائل و فرهنگ وتمدن و خرده فرهنگ ها ، نقطه كم نظيري در جامعه بين الملل است هميشه ما منتظر ديدار و حضور عزيزان خودمان از تالشا ن هستيم از هر نقطه ايران اسلامي و با توجه به اينكه در استانه سال جديد هستيم من پيشاپيش سال نو را به همه هموطنان عزيز به همه اقوام ، به همه طوايف و به همه اقشار از دورترين نقاط ايران ، مخصوصا هموطناني كه در بيرون از مملكت هستندو در چهار گوشه مملكت و جهان پراكنده اند تبريك و شادباش مي گويم و البته براي هم ولايتي هاي گيلاني و بويژه تالشان عزيز در نقاط مختلف ميهن عزيز شادباش ويژه دارم و براي همه تالشان و همه ايرانيان عزت و سر بلندي و شاد كامي و سالي پر از صلح و صفا و شكوفايي و اتحاد و همدلي و هم بستگي وسر بلندي ايران عزيز راآرزو مي كنم زنده و پاينده باشيد

 

 

 

تالشيار

 

با سلام خدمت تمامي خوانندگان گرامي قبل از ارائه گزارش و اعلام برنامه هاي اتي پيشاپيش فرا رسيدن بهار را تبريك گفته و سالي همراه با موفقيت و سعادت و تندرستي براي همه ايرانيها به خصوص تالشيها و بالاخص قشر تحصيل كرده را از درگاه ايزد منان خواستارم انجمن دانشجويان و دانش آموختگان تالش ( انجمن تالشيار )

·               بعد از سكوتي يكماهه امتحانات و تعويق آن در تاريخ ٢/۱۲/۶.۸ در نشستي كه پرفسور امير احمدي تدارك ديده شد حضور فعالي داشتند و بطور مستقيم در برگزاري اين مراسم با خانه تالش همكاري داشتند كه اين نشست دوستانه و غير سياسي بسيار جالب و گرم بود .

·               در تاريخ ۵/۱٢ /٦ ٨  حركت بسيار نو و حائز اهميت و جالب  انجام شد  و ان نگاهي است كه كانون تالشيار  به نخبگان تالشي دارد وخودي گريز نيست و دكترفرزاد بختياري را دعوت كردند  كه ايشان از جوانان تالشي مي باشند  اين جلسه  فوق العاده صميمي وگرم بود وبعد از سخناني كوتاه  از دبير كانون تالشيار دكتر بختياري پيرامون زبان وخط تالشي صحبت كردند  سپس مهندس ساسان غنم پرور براي حاضرين نوروزي خواني كردند پس از ان آقاي بختياري به درخواست كانون تالشيار مسابقه علمي باموضوع زبان شناسي تالشي مطرح نمودند كه مورد توجه حاضرين قرار گرفت .در پايان جلسه ميزبان آقاي آرمين فريدي بوديم كه   محفل ما را با تمبوره تالشي خود و آواز گرم خود رونق ديگري بخشيد كه از همه اين عزيزان كمال تشكر را داريم .

·                      در تاريخ۱٠/١٢/٨٦ هماهنگي هاي لازم انجام شده بود تا اعضاي انجمن بديدن موزه دكتر حسابي بروند ولي به علت عدم حضور اعضاء خانواده مهندس حسابي اين برنامه منتفي شد.

·               در تاريخ٢١/١٢ /٨٦ روز سه شنبه نشستي با آقاي دكتر حسيني ( مدير كل صدا و سيماي گيلان ) و معاونينش داشتيم كه دبير كانون آقاي معاف با عرض خوش آمد گويي به ايشان و هيات همراه برخي از ديدگاه ها و  تقاضاهاي ان جي او هاي (NGO) تالش را مطرح كرده . با گلايه  از دكتر حسيني به خاطر اندك بودن حجم برنامه هاي تالشي در صدا و سيماي گيلان و خواستارافزايش تعداد نشست ها با تالشان وافزايش برنامه هاي صدا و سيما در خصوص شناسايي بيشتر تالش شدند . دكتر حسيني با توجه به صحبت هاي انجام شده نظرات مطروحه را  پذيرفته و قولهاي مساعدي دادند .

·              از برنامه هاي آينده و خيلي نزديك برگزاري اردويي در ايام عيد ١٣۸۷ و بر پايي همايش علمي تحت عنوان (( نقش تعاون در توسعه مناطق تالش نشين )) كه از كليه برادران و خواهران تالشي تقاضاي كمك و همياري را داريم    

محمد معاف

تالشیار

 

سخنراني پرفسور هوشنگ امير احمدي -- در خانه تالش

 

 

"تهيه و تنظيم  حسن وحدانی کلنگستانی "

 

جلسه سخنراني و پرسش و پاسخ پرفسور هوشنگ امير احمدي بنيانگذار ومدير اجرايي شوراي ايرانيان و امريكائيان ومدير مركز مطا لعات خاورميانه دانشگاه راتجرز امريكا عصر روز پنجشنبه مورخه۲/۱٢/۸۶   از  ساعت چهار الي شش در ساختمان انجمن تالشان تهران برگزار گرديد اين مراسم كه باهمكاري چند چهره فرهنگي تالش و با شركت جمعي از بزرگان و نخبگان تالش  برگزار شد از شور و نشاط خاصي برخوردار بود.

مراسم با خوش امد گويي دكتر نظامي رئيس هيئت مديره خانه تالش به پرفسور امير احمدي آغاز گرديد ايشان در بخشي از صحبتهايشان ضمن معرفي مختصر امير احمدي به حاضرين از اينكه يك تالش در سطح جهاني و بين المللي داراي مدارج و پست هاي كليدي است ابراز خوشحالي نموده و از ايشان خواستند با توجه به جايگاه و موقعيت استثنايي خود در دنيا ضمن معرفي قوم بزرگ تالش به جهانيان راهكارهايي را جهت ارتباط بهتر با تالشان دنيا ارائه فرمايند. دكتر نظامي در پايان ضمن اشاره به پيشرفت هاي اندك حاصل شده در شهر هاي تالش نشين ياد اور شدند فقر همچنان در تالش چهره زشت و كريه خودرا حفظ كرده و ارائه پيشنهادات و راهكارهايي را جهت توسعه و اباداني مناطق تالش نشين خواستار شدند

پرفسور هوشنگ امير احمدي در ابتدا از اينكه براي اولين بار در جمع نخبگان تالش هست ابراز خوشحالي نموده و گفتند هدف از بر پا يي چنين جلساتي قطعا تالش و توسعه تالش است كه اميدوارم در اين چند ساعت به نتايج مطلوب و  ايده الي برسيم .ايشان در معرفي خود گفتند متولد ۱۳۲۶..هستم ايشان با ياد اوري خاطرات دانش اموزي از سختي هاي زياد  تحصيل دانش در ايام گذشته گفتند و اينكه همواره با معدل بالا قبول مي شدند و پس از اخذ ديپلم نيز در چندين رشته پذيرفته شده بودند از جمله پزشكي دانشگاه تبريز ،مهندسي كشاورزي ،زيست شناسي و.... كه بعلت نبود وسائل اطلاع رساني تا مدتها از قبولي خويش بي خبر بود  استاد امير احمدي در ادامه صحبت هايشان گفتند كه سالها شعر مي سرودم و قصه مي نوشتم كه بعضي از آنها حتي در مجلات آن زمان نيز چاپ شـده اند

مجله باران را در لاهيجان چاپ كرده و شعر معروف با خيل فرزانگان سرخ و كتاب كابوس از ديگر آثارم مي باشد .امير احمدي همچنين به سابقه تدريس در دانشكده مديريت لاهيجان نيز اشاره كردند ايشان با اشاره به سخت گيري ساواك براي عضويت در حزب رستاخيز گفتند به علت سختگيري ساواك و مشكلات فراواني كه بوجود آوردند در سال ۱۳۵۴از ايران خارج شدم در ابتدا به تركيه و سپس به امريكا رفتم در امريكا بعلت احراز رتبه نخست در يادگيري زبان انگليسي در دانشگاه دالاس پذيرفته شدم و بعد از اخذ مدرك عالي به دانشگاه كلرنل رفتم و دكتري توسعه و برنامه ريزي گرفتم و از سال ١٩٨٣ ميلادي در دانشگاه راتجرز دانشگاه ايالاتي نيوجرسي استخدام شده و از آن موقع استاديار و دانشيار و بعد استاد تمام و بعنوان استاد ممتاز رئيس دپارتمان دانشگاه و رئيس دانشگاه بودم و الان هم سالهاست كه در مطالعات خاورميانه اين دانشگاه هستم

جامعه مدني را اولين بار من مطرح كردم (قبل از خاتمي ) خيلي ها آن زمان مي گفتند امير احمدي مرغي در جمهوري اسلامي پيدا كرده كه شير مي دهد ايشان در ادامه گفتند چيزي كه هميشه از معيارهايم بوده اين است كه اول اينكه من تالشم دوم اينكه ايرانيم و سوم اينكه مسلمانم و وقتي اين سه مورد را روي هم گذاشتم دو چيز خيلي مهم به دست امد منافع ملي ايران و منافع منطقه اي تالش ، اينها را فراموش نكرده ام و اميدوارم با همين تفكر زندگيم تمام بشود و حتما هم همينطور خواهد بود .

 

هر كسي را بايد با عملكردهايش ارزيابي كرد آدم بايد واقعيت ها را بپذيرد اگر با ايدئولوژي و  تفكرات شخصي كسي موافق نيستيم زير سوالش نبريم سپس مهندس محمد معاف (دبير كانون تالشيار ) ضمن خوش امد گويي به ايشان به معرفي تالشيار پرداخته و گفت تالشيار دانشجويان و دانش آموختگان تالش هستند كه بصورت علمي و كارشناسي شده به ريشه يابي مشكلات پرداخته از جمله كارهاي صورت گرفته اين گروه تلاش جهت استفاده از نامهاي اصيل تالش به جاي نامهاي فارسي است مهندس معاف در پايان ياد آور شدند تالش به هيچ وجه قصد جدايي از ايران را ندارد و تالش يك شاخه اي بزرگ از درخت تنومند ايران است و از استاد امير احمدي راهكارهايي را جهت غلبه بر معضل بيكاري در تالش در خواست نموده و گفتند تالش با وجود بزرگاني چون شما نبايد بيكار داشته باشد .سپس دكتر تحويلداري با اشاره به نقش ان . جي .اٌو در دنيا از امير احمدي خواستند قدري در موردان جي او  در ايران و جهان صحبت كنند .

 پرفسور امير احمدي با اشاره به فعاليت هاي پانزده سال اخير خود گفتند: در پانزده سال گذشته بر روي يكي از مشكلات اساسي كشور (توسعه ايران ) كار كرده ام و زندگي دانشگاهي سياسي خودم را صرف برقراري رابطه ايران و امريكانموده ام.

 اين رابطه يكي از معضلات اساسي توسعه ايران است و البته اين برداشت شخصي من است كه اميدوارم هر چه زودتر اين معضل بر طرف گردد نكته مهم در رابطه با امريكا اين است كه ما خيلي كارها كرده ايم و خيلي كارها نتوانستيم انجام بدهيم خيلي افتخارات براي ايران اورديم مثلا خانم البرايت رسما از ايران عذر خواهي كرد از جمله كارهايي بود كه در نتيجه فعاليت هاي ما انجام گرفت و البته تلاش ما فقط جهت ارتباطات نبود ما مي خواستيم مسائل بهتر درك بشود رابطه را دولت ها ايجاد مي كنند ما يك سازمان غير انتفاعي هستيم

نكته بعدكه بايد به ان اشاره كنم اينكه وقتي كانديد اي رياست جمهوري ايران شدم خيلي ها به من گفتند كه فلاني تو انقدر خيالاتي شده اي كه مي خواهي در ايران رئيس جمهور بشوي گفتم من خيالاتي نشده ام اول اينكه مي خواهم همشهريانم را پيدا كنم كه واقعا جواب داد بهار تالش ، تالش و خانواده هاي خودم را پيدا كردم همه آمدند و گفتند برويم جلو يك تجربه بسيار غني است كه براي برگشتن به تالش مرا با تالش ارتباط داد و اين بزرگترين دستاوردم بود از طرفي تمام دنيا بحث تحريم انتخابات ايران را مطرح كرد ولي من اينكار را نكردم من به انتخابات اعتقاد دارم و متاسفانه افرادي كه تحريم مي كنند درك درستي از كشور ندارند از اسيب ها و اسيب پذيري ها خبر ندارند و دليل سوم اينكه باعث شد يكسري حرفهايم را بزنم برنامه ها و اهداف و اولويت هايم را مطرح كردم بهر حال سياست بازي است اصلا همه زندگيمان بازيست گاهي بازي خيلي خوبي است و گاهي بازي خيلي زشتي است من هميشه فكر مي كنم بازي را بايد خيلي زيبايش كرد .چون اين بازي زندگيست.

 در زمان وزارت كشور دولت سازندگي  از او پرسيدند چرا اجازه فعاليت به احزاب داده نمي شود ايشان گفتند اين يك تهمت است ما نگفتيم احزاب فعاليت نكنند ما گفتيم احزاب فعاليت سياسي نكننددر حاليكه حزب و احزاب عمده فعاليتشان و برخي تمام فعاليتشان سياسي است و نتيجه اين شده كه حالا مي بينيد اتوبوس، دانشگاه ، تاكسي ، مدرسه ،همه سياسي شده وقتي جلوي سياست و حزب را مي گيريم اين مي شود يكجا جلويش را مي گيريم هزار جا سياسي ميشود سياست جايش در احزاب است من جايي گفتم كه به نفع دولت و كشور نيست كه جلوي احزاب رابگيريم و الان از مدرسه تامزرعه سياسي شده است .

كمك كردند و پشتيباني مي كنند و اگر نبود پشتيباني انان به هيچ وجه خانه تالش نمي توانست به اين وضعيت كه هست برسد .

اميدوارم شوراي نگهبان دور آينده مرا تائيد كند اگر چند صد دفعه ديگر هم رد صلاحيت بشوم باز خودم را كانديد مي كنم اينها مهم نيست فرد مهم نيست .

دولتها مي ايند و مي روند آدمها مي ايند و ميروند دو هزارو پانصدساله شاهنشاهي آمد و رفت داخل پرانتز عرض كنم به آمريكاييها گفته ام ببينيد ايراني ها امپراطوري بزرگي هستند با يوناني ها جنگيديم آنها رفتند ما مانديم ،با روميها جنگيديم آنها رفتند ما مانديم عربها آمدند و آنها هم رفتند و ما مانديم عثماني ها امدند و انها هم رفتند ما مانديم ، انگليسي ها آمدند آنها رفتند ما مانديم حالا شما امريكاييها امده ايد شما هم مي رويد ما مي مانيم

اينها نظريه من نيست اين واقعيت تاريخ است ما قرنهاست نماينده شرق تاريخ هستيم نماينده غرب تاريخ پيوسته در حال تغيير است و ما قرنهاست كه مانده ايم خيلي هزينه ها پرداخت كرديم هنوزهم فكر مي كنيم در مقابل امريكا نماينده شرق هستيم چون تنها كشور دنياست كه مي گويد مرگ بر امريكا بهر حال ما ملتي هستيم با اين مشخصات بخشي از اين مشخصات راز جاودانگي ماست و البته راز عقب ماندگي ما هم در همين است هر جرياني سود و زيان دارد هميشه اينطور فكر مي كنم كه ما بايد مسيري كه انتخاب مي كنيم براي خودمان و براي كشورمان و در جهت اعتلائ كشورمان باشد  امريكا الان يك ابر قدرت تنهاست امريكا مثل پدريست كه ديگر بچه هايش به حرفش گوش نمي دهند ابرقدرتي كه دوستانش ،زيردستانش ، نوكرانش به آن نه مي گويند و امريكا مانده كه با اينها چكار كند و بعضي انقدر جرات پيدا كرده اند كه مي گويند من مي خواهم به جايت بنشينم اما چيزي كه خيلي مهم است اين مسئله است كه مركز دنيا ديگر دولت نيست.

 اين دنيا سه مركزي شده ١ـ  دولت٢ ـ سازمان هاي غير انتفاعي و مركز سوم اين دنيا هم كمپاني هاي فرا مليتي نيروي جديدي هستند كه هيچ كس روي انها كنترل ندارد و هر چقدر بزرگتر مي شوند كنترل انها سخت تر مي شود .

آينده براي كساني است كه مي خواهند براي خودشان كار كنند كنترل زندگيشان را خودشان به دست بگيرند در تصميم گيري خودشان سهيم باشند با اين حساب امريكا هنوز قطب مهمي است قطب مهمي كه كسي گوش به حرفش نمي دهد.

  نكته ديـگـر ايـنكه همــيشه فكر مي كـنـيـم  " ان جي او ها  "  مثبت هـستند متـاسفانه هميشه

اينطور نيست بعضي ها از ان بيشتر جاسوس هستند يا جاسوس دارند مثل CIA راستش را به خواهيد در طول هفت هشت سال گذشته هيچ مطالعه خاصي در مورد  ان جي او هاي  ايران نداشتم چون در خارج از كشور بودم اطلاعات خاصي ندارم همين را مي دانم كه حدود دو هزار و پانصد ان جي او در  ايران داريم كه در بخشهاي متفاوت شكل گرفته اند مثلا اقتصادي و بخش اجتماعي ، بنيادهاي متفاوت فقرا و يتيم خانه ها و.... كميته هاي امداد و جريانهاي مردمي به اسم مذهبي و انقلابي فعاليت مي كنند.

 بعضي از اينها اصلا  ان جي او نيستند مثل دولت در دولت هستند كه ما به انها گان جي او  مي گوييم چيزي كه در مورد تالش مي دانم در مورد محيط زيست است محيط سبز تالش واقعا يكي از جاهايست كه محيط زيستش در خطر است هم در دريا و هم در جنگل و هم در كوهپايه هايش يكي از منابع تالش همين سبز بودنش است آب و كوهپايه هايش اينها را بايد مثل جان خود حفظ كنيم اينها  بخشي از جان ماست بخش وسيعي ازطبيعتي كه داريم طبيعي نيست ما به طبيعت ساختگي مي گوييم  اما طبيعت تالش طبيعي است و از طرفي بين انسان و طبيعت يك ارتباط دو طرفه است هم طبيعت بشر را بوجود اورده و هم بشر طبيعت را هم جزيي از طبيعت است هم طبيعت جزيي از بشر  ...بهر حال هر چه هست طبيعت يك

ثروت بزرگي در گيلان بخصوص در تالش است و حال وقتي دو هزارو پانصدان جي او  داريم خيلي خوب است ولي بايد مواظب باشيم بهترين راه براي حفظ ان جي او هاي تالش تامين منابع است بچه هاي تالش عرقشان را دارند انرژي دارند مقداري تخصص هم دارند ولي نياز مادي دارند كه بايد تامين شود  .  سپس دكتر امير احمدي گفت انجمن تالشان يكي از كارهاي مهمش اين است كه يك ديدگاه و نگرش براي خودش تعريف كند كه اين ديدگاه   نگرش تعريف شده باشد يك برنامه مدون داشته باشد ده سال ديگر پانزده سال ديگر مي خواهيد تالش در كجا باشد بعد اين  ديدگاه و  نگرش را تبديل كنيد به يك ماموريت وقتي  ديدگاه و نگرش تالش در بيست سال اگر مي خواهيد تالش به نقطه. الف باشد يك تعهد به ان بدهيد مي گويد براي اينكه به انجا برسيم اگر پول نياز باشد مي گذاريم جان نياز باشد مي دهيم وقت باشد مي گذاريم هر چه را كه بايد انجام بدهيم انجام مي دهيم براي انكه به ان ماموريت برسيم مثلا مي خواهيم تالش در پنج سال اينده رشد كشاورزي تالش چهار درصد باشد در  اقتصاد پنج درصد باشد و در بخش هاي ديگر   با در صد هاي ديگر يعني بايد داراي هدفهايي باشيم كه قابليت اندازه گيري داشته باشد بايد سازمان يافته باشد بايد اساسنامه داشته باشيد فرق نمي كند كه شما يك انجمن باشيد يا يك سازمان باشيد مـا هـم قانون  

داريم نه مثل انهايي كه دارند ولي رعايت نمي كنند يك چيزي كه در ان جي او خيلي مهم است اين است كه دو كار اساسي دارد ايجاد انضباط در داخل اعضاء  و دوم براي هر هدفي بايد يك فعاليت مشخص داشته باشيديك سري فعاليت ها بايد براي خودتان تعريف كنيد اگر هدف و تعهد داشته باشيد  مطمئن باشيد مي مانيد منتهي اگر فقط دور هم جمع شدن باشد (خوب است) ولي اثر گذار نخواهد بود و اين مرا مي برد به فكر توسعه تالش اين انجمن تالشان يك دريچه است كه مي تواند به توسعه تالش بينجامد

ايران كشوريست بسيار ثروتمند اولين ثروتش آدمهايش هستند اولين سرمايه هر منطقه مردمش هستند. منابع شامل تاريخ، جغرافيا سرمايه كار زمين و تكنولوژي كه متاسفانه بخش وسيعي از منابع كشور هيچ جا ثبت نمي شود مثلا همين كه اينجا جمع شده ايد بزرگترين ثروت تالش است اعتمادي كه به هم داريد سوشييال كاپيتال ( سرمايه اجتماعي ) من يادم هست سي چهل سال پيش در تالش كسي مي خواست خانه اي بسازد همسايه ها جمع مي شدند برايش خانه مي ساختند كه به ان ياوري مي گفتند. ياوري يكي از مهمترين سرمايه هاي تالشان است. متاسفانه الان ديگر معني ندارد و من اگر روزي بيايم و در تالش مستقر شوم دوباره ياوري را احيا مي كنم فرم ياوري فرق مي كند بايد فرم جديد ياوري را احيا كرد ياوري به مفهوم همكاري بي نظير  اعتماد به همديگر ، وقتي به همديگر اعتماد نكنند بخش عظيمي از سرمايه هاي ان كشور از بين مي رود يكي از مشكلات جوامع امروزي عدم اعتماد است همكاري و هم ياري بدون اعتماد معنا ندارد در امريكا مي گويند تراست( اعتماد ). در تالش يا در كشورمان يك دانه سبيل مي گذاشتند تمام زندگيشان را مي دادند در بازار هم همينطور چك و سفته اي در كار نبود .

پرفسور بتولي با گلايه از نحوه برخورد بعضي از نهاد هاي تالش گفتند بنده مايل بودم در تنيان  سرمايه گذاري كنم ولي زير سوال رفتم و بامن برخورد مناسبي نشد بنابر اين پول و سرمايه ام را بردم و در كوير سرمايه گذاري كردم .

پرفسور  بتولي با اشاره به برخي از تواناييهاي مالي خود گفت :

" بنده در حال تاسيس بانك فرهنگيان هستم من مي توانم براي تالش هم يك بانك تاسيس كنم بنام بانك تالش و پشتوانه مالي خوبي براي تالش مي تواند باشد. "

در ادامه دكتر عزيزي گفتند براي پيشرفت يك جامعه و كشور ما معتقديم اولين سرمايه نيروي انساني است نيروي انساني كه متخصص و با هوش باشددومين عامل معادني كه در اطرافش است زير زمين و روي زمين و سومين عامل سرمايه است.

پرفسور امير احمدي در پاسخ گفتند براي سرمايه امنيت نباشد من هم سرمايه گذاري نمي كنم اما بايد با واقعيت ها برويم جلو ما در كشور جمهوري اسلامي زندگي مي كنيم كه داراي معيارهايست ما بايد با مغزمان فكر كنيم متاسفانه با رگ گردنمان فكر مي كنيم  سپس بتولي با درخواست از دانشجويان خواستند بستر لازم جهت فعاليت سرمايه داران در تالش را فراهم بكنند ما هم در خدمت تالش هستيم

سپس يزدان پناه يكي از معاونين وزارت اقتصاد كه در سفر رئيس جمهور در نيويورك با پرفسور امير احمدي ملاقاتي داشتند در اشاره اي كوتاه ياد اور شدند كه در ملاقات حضوري خود با پرفسور در نيو يورك با هم تالشي صحبت كردند .

مهندس نجات شعباني با اشاره به كشف سرمايه هاي بزرگ فرهنگي تالش در بهار تالش مثل پرفسور بتولي و.... ابراز اميدواري كردند با مساعدت هاي مالي همه تالشان متمول مكاني دائمي براي خانه تالش خريداري شود  كه مورد تشويق حاضرين نيز قرار گرفت .

دكتر مرتضي طالع در مورد توسعه تالش در سخنان كوتاهي گفتند : نكات كليدي است كه براي توسعه تالش و هر منطقه اي لازم است .توليدفكر و اهرم اجرايي و مردم اگر اين سه بخش كنار هم نباشند هيچ وقت توسعه به سر انجام نمي رسد ان چيزي كه در اين بخش وجود دارد و بايد برداشته شود فرهنگ موانع نگريست. اول بايد به منابع نگريسته شود كه ما از دانشجويان تقاضا داريم كه پايان نامه تحصيليشان در مورد تالش باشد دوم خواهشي كه از اقاي امير احمدي داريم اين است كه الگوها و تجربيات و راه هاي توسعه كه با فرهنگ ما و شرايط كشور ما تطبيق داشته باشد ارائه بكنند  وامادر مورد انجمن تالش ماگروه.(پسيوي ‌‌) مجهول و غير فعالي نيستيم اتفاقا كاملا .اكتيوفعال هستيم ما داراي اساسنامه هستيم ما در زير لواي اين حكومت بزرگترين جشنوارها را بر پا كرده ايم كه حضور تالشان تعجب انگيز بود.

 تالش تا چند سال قبل زياد شناخته شده نبود ولي امروز خيلي ها تالش را مي شناسند با توجه به تنوع فرهنگي درتالش قدري در مديريت سرمايه گذاري بايد قويتر عمل كردبايد چكمه پوشيد كه راه پر خار و خس است ايشان در ادامه افزودند بفكر خريد خانه تالش هستيم دوستان مقيم و خارج نشين بايد مقداري كمك كنند تا از اين وضعيت مستاجري بيرون بياييم.

دكتر مرتضي طالع در پايان گفتند : لطفا در سياست خارجي به كشور كمك كنيد تا ايران در مقابل كشورهاي كوچك مثل بوركينافاسو  يا در مقابل قدرت بزرگي مثل امريكا چكاربايد كرد و حرف آخر اينكه  انشاء الله بتوانيم با همت همه تالشان تالش زيبا و پيشرفته را شاهد باشيم .

 

 

 

 

 

سپس امير احمدي با اشاره به صنايع دستي و اسباب بازيهايي كه در دهه هاي گذشته در تالش ساخته مي شد اشاره كرد و گفت اسبا ب بازي امروز در دنيا طرفداران زيادي دارد كه مي شود روي ان سرمايه گذاري كرد  در قسمت طبيعي تمام تالش پارك است هم جغرافيايش خوب است و هم مردمش خوب هستند استحقاق پيشرفت را دارند و انشاء الله دربخش تحقيق و توسعه تالش با بعضي از برنامه ريزان و مديران تالش ملاقات خواهم كرد تا فكري به حال توسعه تالش بشود

حاشيه هاي مراسم  : در ابتداي ورود پرفسور امير احمدي  مهسا وحداني دختر كوچولوي تالشي كه لباس تالشي بر تن كرده بود ضمن خوش امد گويي دسته گلي را تقديم  او كرد   دكتر نظامي  در ابتداي مراسم  با عذر خواهي از تالشان گفتند بعلت حضو ر چند ميهمان غير تالشي قسمت اصلي برنامه به زبان فارسي اجرا گردد مهندس نجات شعباني با ارسال يادداشتي خواستار اجراي تالشي مراسم شد .

امير احمدي  درانتهاي مراسم از زحمات دكتر عزيزي در كمك به درمان و مداواي تالشان قدر داني كرد  ايشان همچنين  از زحمات نجات شعباني و عارف اقاياري  براي بر پايي اين همايش تقدير وتشكر نمودند. ايشان در بخشي از صحبت هايشان از پيشرفتهاي رسانه اي تالشان ابراز شگفتي كردند. همچنين پرفسور هوشنگ امير احمدي در قسمتي از سخنراني خود از مساعدت دكتر احمدي نژاد براي ورود به ايران تشكر نمودند. در پايان اين مراسم نيز بازار عكس يادگاري با امير احمدي خيلي داغ بود  .

 

نقطه سر خط

 

بنام خداوند دانايي و توانايي سلام بر تالشان

سلام برنوروزه عيد

بسيار خوشوقتيم كه پنجمين شماره گاهنامه نسيم تالش را همزمان با آغاز سال نو و گردش زمين و رستاخيز طبيعت به شما اعضاء ، دوستداران ، علاقمندان و همه همشهري ها ( اجازه بدهيد بگويم هم ولايتي هاي عزيز ) تقديم مي كنم .

كاستيها ، كمبود ها و نارساييها كماكان ما را در محاصره خود دارد ولي خداوند را شاكريم كه به همت فرهيختگان و بزرگان قوم بويژه تلاش و كوشش صادقانه جوانان برومند و دانش پژوه تالش همچنان در راه رسيدن به اهداف خود گام بر داريم ما مشتاقانه منتظر دريافت نامه ها ، پيشنهاد ها ، مقالات كوتاه ، اشعار و هر گونه مطلب جديد درباره تاريخ ، تمدن ، زبان و فرهنگ قوم تالش از طرف نويسندگان ، پژوهشگران و شاعران تالش زبان هستيم و ادامه راه را در گرو  همكاري ، همفكري و پشتيباني هاي معنوي شما خوانندگان ارجمند مي بينيم  .

 ما بدان مقصد عالي نتوانيم رسيد

هم مگر پيش نهد لطف شما گامي چند

 

سال نو را پيشاپيش به هموطنان عزيز از اقوام و طوايف مختلف شادباش مي گوييم و از خداوند بزرگ  براي ملت بزرگ ايران و سرزمين اهورايي ان عزت ، شادكامي ، پيروزي و سربلندي آرزو مي كنيم

        عيدرون مبارك                                                                  

محمد طاهر نظامي

20/12/۸۶