دستی از دور بر آتش ( قسمت دوم )
اين نوشتار در دو بخش سعی در آسيب شناسی فعاليت NGO ها در ايران و راهکارهايی برای توانمند سازی آنان دارد .
گام دوم : چه بايد کرد ؟
با توجه به به نوع سازمان و عملکرد و نقش آنها مي توان بطور سه گروه کلي را درنظر گرفت:
1- سازمانهاي مردم نهادتخصصي (عام و خاص)
الف تخصصي خاص : سازمان هايي که عضويت در آنان منوط به داشتن تخصصي خاص است و ممکن است شرط حضور در ارکان برخي از آنان پس از موفقيت درآزمون و يا حضور در برخي از کلاس ها و .. باشد . مشهور ترين اين سازمان ها نظام مهندسي است . همچنين از سازمان هاي علمي مانند انجمن جغرافيا دانان و يا ساير کانون هاي فارغ التحصيلان در يک رشته خاص مثل صنايع و يا عمران نام برد
2- تخصصي عام : نهادهايي که در آن متخصصين در رشته هاي گوناگون براي اهدافي فراتر از رشته خود گرد هم آمده اند . در اين نوع علتي خاص افراد را بهم پيوند مي دهد که عموما اين علت موضوعيتي مکاني دارد مانند دانشگاه ، مدرسه و باشگاه ورزشي و نظاير آن . مانند کانون فارغ التحصيلان مدارس سازمانهاي پرورش استعدادهاي درخشان ، کانون فارغ التحصيلان دانشگاه آزاد و ....
2- سازمان هاي مردم نهاد قومي
مبناي اين گونهNGO ها بر اساس هويت قومي است و شرط تعلق به قومي خاص باعث عضويت در آنان مي شود . از جمله ي اين نهاد ها مي توان به انجمن تالشان مقيم تهران ، انجمن شبستري هاي مرکز و ... اشاره کرد . " بايد توجه کرد هيات هاي عزاداري قوميتي و بنياد های خيريه به دليل اينکه داراي ساختار انتخابي نيستند و صرفا هيات امنا مسوول گروه مي باشند از شمول NGO خارج اند ."
3- سازمان هاي مردم نهاد مدني
در اين نوع ارگان افراد بدون توجه به تخصص و رشته و قوميت و مليت براي دفاع از ارزشي مدني و جهاني مانند محيط زيست ، حقوق بشر و ... گرد هم مي آيند و با توجه به حوزه کاري و حيطه نفوذ و توان مالي و تشکيلاتي خود فعاليت دارند . مانند : صلح سبز ، انجمن مدافعان حقوق بشر ، کانون گفتگوي تمدن ها و ... .
هوتن دولتی
ادامه در شماره بعد
تالش