پاسخ دکتر نظامی  رئیس انجمن تالشان مقیم تهران ( خانه تالش ) 

 به آقای  جکتاجی مدیر مسئول مجله گیله وا

       

مدیر دانشمند و سخت کوش مجله وزین گیله وا در یادداشت (بجای سرمقاله) شماره 106 دو ماهنامه مذکور تحت عنوان  « دریک خانه وبا هم »   مطالبی را مرقوم و افراد و تشکل هائی را نام برده و نکات اتهام گونه ای را که متاسفانه یا ناشی از کم اطلاعی ویا خدای ناکرده نشات گرفته از اغراض شخصی است مطرح کرده اند که لازم  آمد بر حسب تکلیف و مسئولیت و بمنظور روشن شدن ذهن خوانندگان بویژه همشهریان گیلک وتالش توضیحاتی را ادا و موارد خلاف حقیقت و واقعیت را تکذیب و از دوست گرانقدرجناب جکتاجی درخواست نمایم منـابع و مأخـذ موارد ادعـای خود را برای آگاهی همـگان بویـژه  این دانشجـوی سالمند و پای در سنت گیلانی

(و تالش) به نحوی که صلاح میدانند اعلام نمایند.

مقدمتا اعتراف و اعلام میکنم مجله گیله وا از نشریات سنگین و پرخواننده گیلان است که طی سالها ی نسبتا طولانی فعالیت مطبوعاتی خود بصورت جامع و وسیع مشکلات اجتماعی ، اقتصادی و مسائل روز و تاریخی استان گیلان را با قلم شیوا و شیوه ای دلسوزانه و مستند و اکثرا صریح مطرح نموده ودر این مجاهدت ستودنی گاه تا بالاترین مقامات اجرائی وسیاسی استان و کشور را مخاطب قرار میدهد و در واقع کمتر گیلانی اصیل و بویژه پایتخت نشین را میتوان یافت که با گیله وا انس وارتباط نداشته باشد. با این اوصاف 3-2سالی است مدیر محترم گیله وا به بهانه هائی تالشان و حتی گیلکهای شرق گیلان* را به بهانه درخواست تاسیس استان جدید به

جـدائی طلبی وسیاسی کاری متهم و متاسفـانه با همه ژرف اندیشی عنان قلم را  در وادی تاریک توهم و تخیـل

رها ساخته و تا نا کجـا آباد سیر و جولان می دهند .اینجـانب بحث و بررسی مفصل در این مقولـه را به فرصتـی

دیگر موکول نموده و در این یادداشت جملاتی از یاداشت آقای جکتاجی را استخراج و به آن توضیح میدهم:

1- «... میدانیم گیلان دارای ترکیب جمعیتی قومی از یک بافت و تبار مشترک به اصطلاح نیاقوم به نام گیل است ... » جناب آقای جکتاجی در کدام پژوهش قومی و اسناد تاریخی چنین مطلبی ( نیا قوم گیل ) بررسی و  تائیدوثابت شده است ؟ لطفا منابع و اسناد آنرا برای استفاده علاقمندان اعلام فرمائید.

2 - «... در این میان برخی از اهالی قلم وهنر تالش که...متاثر از جریانات ان سوی مرز و....سفرهائی بان کشور کرده و روابطی بهم زده بودند پا از دایره فرهنگ بومی  فراتر گذاشته وبه فرهنگ سیاسی روی آورده اند ...به جدا سازی از برادران گیلک ... در قالب طرح استانی ..با نام تالشستان وارد میدان شدند .. »

اولا : طرح استانی بنام تالشستان هرگز از طرف طراحان عنوان نشده وثانیا درخواست تاسیس استان تالش یا گیلان غربی در چهار چوب قوانین و مقررات جاری جمهوری اسلامی و با مکاتبه رسمی با وزارت محترم کشور از طرف نمایندگان مناطق تالش نشین و فرهیختگان تالش پیشنهاد شده و بر خلاف ادعای جنابعالی هیچ ربطی به وقایع جمهوری اذربایجان نداشته و دارای یک زیر بنا و اساس علمی در قالب قانون تقسیمات کشوری است که پرداختن به ان در این یاداشت مقدور نمیباشد و شما به مبانی وشاخص های این امر که بعد ازپیروزی انقلاب در خراسان   ، قزوین  ،  اردبیل و قم تحقق پیدا کرد نیک اگاهید ولی دریغ و تاسف که انرا رنگ سیاسی می زنید و مستمسک بعضی کدورت ها قرار میدهید.

3-«... دامنه توسعه ارضی فرضی آنها حتی در شهر هائی که اکثریت با گیلکها بوده ...» جناب جکتاجی گر چه ساکنان استان گیلان برادر و برابربوده و هستند ولی واقعا در شهرستانهای فومن و شفت اکثریت با برادران گیلک است یا با تالشان ؟ لطفا به افراد مطلع منصف و آمار واقعی مراجعه فرمایید.

4- رفت وآمدهاومراودات فرهنگی وهنری تالشان وآذری زبانان دوکشوربعدازانقلاب اسلامی دامنه وشدت گرفته

واصولاهمه آنهابه ایران عشق میورزندوآنراوطن مالوف خودمیپندارند و چشم امید به برادران این سوی مرز دارند.

ما برای وصل کردن آمدیم شما چرا بر طبل فصل می کوبید.

 5 – «....تشکیلات خانه تالش در تهران که بیشتر یکN.G.O  سیاسی است...» متاسفم صراحتا عرض کنم که جنابعالی بدون تحقیق و بررسی چنین فاحش (خواسته یا نا خواسته) دچار اشتباه شده اید چرا که طبق اساسنامه  مصوب و تایید وزارت محترم کشور انجمن تالشان مقیم مرکز یک تشکل غیر سیاسی و غیر انتفاعی است و این را در طول 10سال فعالیت رسمی خود و تحت نظارت وزارت محترم کشور به اثبا ت رسانیده است . امیدوارم با شخصیت والای علمی خود تحت القائات بد خواهان قرار نگرفته باشید و قرار نگیرید. و در دنباله همین بند و پاراگراف اضافه میکنم ضمن اینکه عده ای درخواست همکاری برای انجام تظاهرات آرام علیه دولت جمهوری آذربایجان را داشتند ولی خانه تالش هنوز درخواست مجوز را به وزارت کشور تسلیم نکرده است که جواب رد بگیرد !  یا للعجب از این حرف و حدیث ساختگی ! جکتاجی عزیز خواهشمندم کانال های اطلاع رسانی و خبر گیری خود را اصلاح و تصفیه فرمایید .

6 –«....تفتین بر انگیز و نفاق افکنانه است که هر شهروند گیلانی چه گیلک چه تالش به آینده این منطقه بیمناک میشود ..».

آقای جکتاجی گرامی از چند SMS یا کلام و گفته چند جوان( به فرض صحت آن)نباید بیمناک  بود، بلکه باید بیم را از طرح مطالب و اخبار بی پایه و اساس در سرمقاله نشریه وزینی چون گیله وا واز زبان و قلم نویسنده توانمند و با سابقه ای چون جنابعالی بدل راه داد و لرزید و گریست.

7- لطفا چند نفر و چند مورد از  » ......طیف سوم فعالان تالشی ...«.که بقول جنابعالی  » ....به دور از جو مزبور  به کارهای علمی  ، ادبی ، هنری و پژوهشی خود بری از هرگونه سیاسی کاری مشغول هستند...  «برای آگاهی و استفاده از دانش  و کارهای علمیشان به ما معرفی فرمائید. 

من از مفصل این قصه مجملی گفتم و سخن آخر اینکه جناب جکتاجی عزیز:

گر در یمنی چو با منی پیش منی 

     گر پیش منی چو بی منی در یمنی

                                                       م.ط.نظامی

 

 *رجوع شود به پاسخهای آقای ناصر وحدتی سیاهکلی به آقای جکتاجی در شماره های گذشته ماهنامه تالش و منازعات قلمی مکرر آقای جکتاجی با آقایان شهرام آزموده و علی عبدلی و... در سالهای اخیر .